ناگفتههایی از حضور سرزده و سخنرانی سیدحسن نصرالله در روزقدس 1434(1392)
37 دقيقه استشهاد
آخرین دفعاتی که سید حسن نصرالله برای سخنرانی در علن حاضر میشود اوایل
سال 86 است. یعنی یک سال پس از جنگ سی و سه روزه. اما پس از آن حس میشود
اسرائیل قصد دارد ماهیت جنگش با حزب الله را تغییر دهد. همین طور هم
میشود. ترور موفق حاج عماد در اواخر 86 یعنی ورود به مرحلهی Open War،
جنگ بدون مرز. پس از آن دیگر بنا بر این است که همهی سخنرانیهای سید از
طریق همان پردهی جادویی مجتمع سید الشهدا باشد. اوایل سال 87 پس از تبادل
اسرا سید حسن ناگهان روی سن میآید و گرم با چهار آزاده معانقه میکند و
میکروفون را میگیرد و میگوید: بیش از پنج دقیقه برایم تصویب نشد! سپس بر
میگردد و کمی بعد روی پرده سخنرانی اصلیاش را آغاز میکند. روز عاشورای
همان سال هم کمتر پنج دقیقه در میان سیل جمعیت حاضر میشود. اما سخنرانی
عاشورائیاش را باز هم از طریق پرده انجام میدهد. تمام سه سال بعد همهی
سخنرانیها از زیر زمینهای لا مکان ضاحیهی جنوبی است. گرچه غسان بن جدو ،
رئیس دفتر سابق الجزیره در قطر و مدیر امروز شبکهی المیادین، وقتی در
مصاحبتش با سید حسن داشت خاطرات جنگ سی و سه روزه را مرور میکرد گفت:
بسیار گفته شد که من را بیهوش کردهاند، دزدیدهاند، در صندوق
گذاشتهاند و…. باید بگویم آن دیدار حتی نسبت به دیدارهای گذشته سادهترین و
راحتترین دیدار بنده با شما بود. و حتی بنده میدانستم کجا هستیم! ثانیا
گفتند آن مصاحبه در طبقهی منفی سه و چهار بوده! و امروز میتوانیم بگوییم
که در طبقهی ششم یکی از ساختمانها بود! امروز دیگر مشکلی نیست…. ثالثا
حتی خوب یادم است برادران مسئول حفاظت شما آمدند گفتند فلانی همه چیز را
میداند لطفا حد اکثر نیم ساعت مصاحبه کنید. ولی وقتی شما وارد شدید من
پیشنهاد دادم یک ساعت و شما گفتید راحت باش و یک ساعت و نیم صحبت کردیم.
که گویا قضیه آنچنان هم زیر زمینی نیست…
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 12:10 توسط مرتضی ولیئی
|
آیا آن روز فراخواهد رسید که بلبلی دیگر در وصف ما سرود شهادت بسراید .